محمد مهدى ملايرى

147

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

پوشانده است ، بنابراين هرقدر منابع عربى كه از اين لحاظ مورد تحقيق قرار مىگيرند قديمىتر و به زمان ترجمه و انتقال نزديكتر باشند ، يا احتمال اين‌كه مؤلفان آنها به چنان منابعى قديم دسترسى داشته‌اند بيشتر باشد ، احتمال راه‌يابى به اصول ايرانى آنها يا به دست آوردن معلومات بيشترى دربارهء آن اصول بيشتر خواهد بود . و ديگر اين‌كه تحقيق در برخى رشته‌ها يا موضوعهائى كه نخستين بار در زبان عربى اسلامى به چشم مىخورد و نمىتوان براى آنها در ادبيات قديم عربى يا تاريخ عرب سابقه و الگوئى يافت . و همچنين تحقيق در شرح حال و آثار كسانى كه در ادبيات عربى نامشان همچون پيشگامانى در فنى از فنون ادبى يا رشته‌اى از رشته‌هاى علمى يا مكتبى از مكاتب فكرى و هنرى برده مىشود ، يا كسانى كه به عنوان نخستين مؤلف كتاب يا كتابهائى كه در موضوعى نو و بىسابقه در زبان عربى تأليف يافته شناخته شده‌اند ، يا تحقيق در مؤسسات يا سازمانهائى كه نخستين بار در دوران عربى اسلامى شناخته شده‌اند و پيش از آن در جهان عرب ناشناخته بوده‌اند . در همهء اين موارد هم احتمال اين‌كه پژوهنده بتواند از خلال بحث و بررسيهاى خود در آنها راهى به دوران پيش از اسلام ايران بگشايد و پرده‌هاى ابهام بيشترى را از چهرهء تاريخ و فرهنگ ايران در اين دوران به كنار زند فراوان است . * * * اشارهء اجمالى به برخى از مطالب آن نوشتهء قديم كه در جاى خود با شرح و تفصيل بيشترى آمده بود از آن‌رو در اين‌جا كه سخن از ابن خردادبه و نوشته‌هاى او است تا حدى ضرورى مىنمايد كه ابن خردادبه ، هم خودش از پيشگامانى بوده است كه در زبان عربى را به روى معارف تازه‌اى كه تا آن زمان در آن زبان سابقه نداشت گشوده ، و هم نوشته‌هاى او هريك در رشتهء خود در زبان عربى از نخستين‌هائى بوده‌اند كه وصفشان پيش از اين گذشت . و از دقت و كنجكاوى در آنها مىتوان از يك‌سو راههاى تازه‌اى به فرهنگ و تمدن گذشتهء ايران گشود و از سوى ديگر با سنجش و تطبيق نوشته‌هاى او با آثار مشابهى كه